اختلالات رفتاری و هیجانی در کودکان به مشکلاتی اشاره دارد که در رفتار، احساسات و تعاملات اجتماعی آنها تأثیر میگذارد. این اختلالات میتوانند بر رشد روانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان تأثیر منفی بگذارند. در این ارائه، به بررسی اختلال سلوک (Conduct Disorder) و اختلال نامنظمی خلقی اخلالگرانه (DMDD) میپردازیم، که هر دو در DSM-5 به عنوان اختلالات مهم روانی در کودکان و نوجوانان معرفی شدهاند. این اختلالات از نظر نشانهها، تشخیص و درمان متفاوت هستند و نیاز به توجه و مدیریت مناسب دارند.
اختلال سلوک یک اختلال رفتاری است که با نقض مداوم حقوق دیگران یا هنجارهای اجتماعی مشخص میشود. کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه، تخریب اموال، دزدی یا نقض قوانین را نشان دهند. این رفتارها معمولاً تکراری و پایدار هستند و همراه با عدم همدلی و بیاحساسی نسبت به رنج دیگران میباشند. مثالهایی از این رفتارها شامل شروع دعوای فیزیکی، زورگیری، دزدی یا فرار از خانه است.
اختلال سلوک بر اساس سن شروع به دو نوع تقسیم میشود: شروع در کودکی (Childhood-onset) و شروع در نوجوانی (Adolescent-onset). در نوع کودکی، علائم قبل از ۱۰ سالگی ظاهر میشوند و معمولاً با پرخاشگری فیزیکی شدیدتر همراه است. در نوع نوجوانی، علائم بعد از ۱۰ سالگی شروع میشوند و رفتارهای پرخاشگرانه کمتر و روابط اجتماعی بهتر است. تشخیص این انواع مهم است زیرا راهبردهای درمانی متفاوتی را برای هر گروه پیشنهاد میکند.
کودکان مبتلا به اختلال سلوک معمولاً پشیمانی اندک از رفتارهای خود نشان میدهند و به سادگی دیگران را سرزنش میکنند. این کودکان بهطور معمول ریسکپذیری بالا و تحریکپذیری شدید دارند که میتواند به رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد یا فعالیت جنسی زودرس منجر شود. نسبت شیوع این اختلال در پسران به دختران ۴ به ۱ است، که نشاندهنده تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای ضد اجتماعی است.
اختلال سلوک معمولاً برای افراد زیر ۱۸ سال تشخیص داده میشود، اما اگر فرد بالای ۱۸ سال باشد و معیارها را داشته باشد، «اختلال شخصیت ضد اجتماعی» تشخیص داده میشود. همچنین، رفتارهای ناشی از شرایط محیطی مانند فقر یا جنگ نباید به عنوان اختلال سلوک در نظر گرفته شوند. روانشناس باید مطمئن شود که رفتارهای کودک «بیمارگون» هستند و نه یک «واکنش طبیعی» به محیط خطرناک.
اختلال نامنظمی خلقی اخلالگرانه (DMDD) یک اختلال جدید در DSM-5 است که با تحریکپذیری دائمی و انفجارهای خشم مکرر مشخص میشود. کودکان مبتلا به DMDD تقریباً تمام روز عصبانی یا تحریکپذیر هستند و این علائم در حداقل دو محیط (خانه، مدرسه، جمع دوستان) دیده میشوند. این اختلال از اختلال افسردگی و اختلال اضطراب متمایز است و نیاز به تشخیص و درمان خاص دارد.
انفجارهای خشم در DMDD با سطح رشد کودک تناسب ندارند و شدت آنها نامتناسب با موقعیت است. این انفجارها به صورت کلامی (داد و فریاد) یا رفتاری (پرخاشگری فیزیکی) رخ میدهند و بهطور متوسط ۳ بار یا بیشتر در هفته تکرار میشوند. علائم باید حداقل ۱۲ ماه ادامه داشته باشند و قبل از ۱۰ سالگی شروع شوند. همچنین، این علائم نباید در طول اپیزودهای مانیا یا هیپومانیا رخ دهند.
اختلال DMDD نباید قبل از ۶ سالگی یا بعد از ۱۸ سالگی تشخیص داده شود. شروع علائم باید قبل از ۱۰ سالگی باشد و نباید با اختلالات دیگر مانند اوتیسم یا اضطراب توجیه شود. این محدودیتها برای اطمینان از تشخیص صحیح و جلوگیری از اشتباهات در درمان بسیار مهم هستند. روانشناس باید علائم را در چندین محیط بررسی کند تا اطمینان حاصل کند که این اختلال وجود دارد.
در گذشته، تمرکز بر متخصصان بهداشت روان بود، اما امروزه معلمان نقش مهمی در تشخیص و مدیریت این اختلالات دارند. موفقیت تحصیلی و رشد اجتماعی-هیجانی دانشآموزان بهطور مستقیم با رفتارهای آنها مرتبط است. معلمان باید با علائم اختلال سلوک و DMDD آشنا باشند و راهبردهای مناسب را برای کمک به کودکان مبتلا به این اختلالات در کلاس استفاده کنند.
اختلالات رفتاری و هیجانی در کودکان، مانند اختلال سلوک و DMDD، به دلیل تأثیرات عمیقی که بر زندگی کودکان و خانوادههایشان دارند، نیاز به توجه و مدیریت مناسب دارند. تشخیص صحیح و درمانی مناسب میتواند به بهبود کیفیت زندگی کودکان مبتلا کمک کند. در این ارائه، به بررسی تعریف، نشانهها، تشخیص و پیامدهای این اختلالات پرداخته شد. آگاهی از این موضوعات برای روانشناسان، معلمان و خانوادهها بسیار مهم است تا بتوانند به کودکان مبتلا کمک کنند.